مجید نگین تاجی
مجید نگین تاجی

به نام يکتای بی همتا. مجید نگین تاجی هستم . متولد 1346، روستای گوراب، رستم. با خاطرات به خیال پیوسته کودکی ام که در لا به لای گلهای سرخ محمدی وشکوفه های انار آبادی ام –گم شد ورفت- ...
کاردانی دینی وعربی از مرکز تربیت معلم آب باریک شیراز
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد
و اکنون افتخار معلمی در مدارس و دانشگاهای دو شهرستان ممسنی و رستم را دارم و مفتخرم که در پیشرفت علم و ادب شهرستانم در این برهه ی خاص از زمان "محلی از اعراب " داشته باشم.
اولین شعرم را در سال چهارم دبیرستان (سال 66) سر کلاس عروض دوست و استاد فرهیخته ام "فیروز چوبینه" به گویش لری خواندم –هرچند ناقص و کوتاه ولی بسیار تشویقم کرد و همین مثنوی بهم ریخته سرآغاز نوشتن هایم شد.
«یایم ایایه روزگاری بچه بییم
هر پسین وه پی پتی من کیچه بییم»
از سالهای 68-67 با ورود به مرکز تربیت معلم و حضور در شب شعرهای آن موقع این حال و هوا ادامه داشت ولی حضور در محافل انس و ادب در جوار دوستان شاعر و شعردوست بسیار بر من تاثیر گذاشت. شعرهای من حرف ها و دل دردها و درد دلهای من و مردمی است که هر روز میبینمشان و گه گاه میفهممشان.
هر آنچه گفته و می گویم چیزی نیست جز اینکه دوست دارم همه ی بشریت را، و درد می کشم همه ی دردهایشان را و بیشتر به گویش خودم -لری- می گویم تا همدرد صمیمی همزبانان خود باشم. کی، کَی، و کُجا فرقی ندارد، من همه ی مخلوقات خدا را دوست دارم و شمایان را -به حرمت دوستی با قلم- بیشتر و این را راست می گویم حتی اگر هرگز فرصت گفتنش دست نمی داد!
دوستان عزیز